۱۳۸۹ دی ۷, سهشنبه
اللهم عجل لوليك الفرج
هنوز يلدا درازترين شب سال است
و انتظار بلند ترين غزل روزگار ...
سرماي زمستان هم آتش درون ما را غرق نمي كند
وقتي نقطه نقطه ي دلمان را شعله هاي فراق مي سوزاند
خوشا به حال زمان ... كه لحظه به لحظه به آرزوي خويش نزديك مي شود
ما , نگران خودمان هستيم كه به نديدنت عادت كرده ايم و چه عادت زشتي است اين
چند روزي بود "يا حسين" مي شنيديم , بيش تر ياد تو مي افتاديم
حالا هم همين سلام هاي شكسته ي ما را بپذيري برايمان بس است
اي نگهدارنده ي اسرار پروردگار كه ذخيره شده اي براي عزت مومنان
اللهم عجل لوليك الفرج
اخبار شبانگاهي
اين الطالب بدم المقتول بكربلا
خدايا ! ابراهيم را گفتي كه عزيز ترين فرزندش را قرباني كند , و او اسماعيل را مهياي قرباني كرد ...
هنگامي كه پدر كارد را به گلوي فرزندش نزديك مي كرد , ندا آمد دست نگه دار. ابراهيم آزمايش خود را داد, ولي اسماعيل هنوز به آن درجه ي تكامل نرسيده بود كه قرباني شود. زمان زيادي گذشت تا قرباني كاملي كه عزيز ترين فرزندان آدم بود, به درجه ي ارزش قرباني شدن رسيد, و در همان راه خدا قرباني شد و او حسين بود .